تبليغاتX
روزهــــــــــــای دلتــنــگـــــــــی

روزهــــــــــــای دلتــنــگـــــــــی

لمســ کن کلماتے را کهـ ِ برایتــ مے نویسمـــ تا بخوانے و بفهمے چقدر جایت خالیست ...

دستهايت را زير تنهايي ام ستون كن

 

كه من از زير آوار بي كس بودن مي ترسم

 براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ساعت 0:50 توسط تبسم |


شازده کوچولو می گفت :

گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود

اما ماندنی بود

این بودنش بود که

او را تبدیل به گل من کرده بود.....!

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ساعت 0:40 توسط تبسم |


هميشــــ ـــ ـه از آمدن ِ نــ بر سر كلماتــــــ ـــ ـ مـي ترسيــدَم !

نـ داشتن ِ تو ...نـ بودن ِ تو ...

نـ ماندن ِ تو ...

.

.

.
كــاش اينبــار حداقل دل ِ واژه برايــــ ـــ ـم مي سوختـــــ ـــ ـ
و خبــري مـي داد از

نـ رفتن ِ تـــو


+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ساعت 0:15 توسط تبسم |


 تصاوير زيباسازي وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقي، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

به چه میخندی!؟...

 

به مفهوم غم انگیز جدایی!؟...

 

به چه چیز!؟...

 

به شکست دل من!؟...

 

یا به پیروزی خویش!؟...

 

به چه میخندی تو!؟...

 

به نگاهم که چه مستانه تو را باور

 

 کرد!؟...

 

یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت

 

 وخاکستر کرد!؟...

 

به چه میخندی تو!؟...

 

به دل ساده من میخندی!؟...

 

که دگر تا به ابد نیز به فکر خود

 

 نیست!؟...

 

خنده دار است بخند!؟..

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ساعت 0:9 توسط تبسم |


من هنوز هم از بازی کلاغ پـــــر میترسم...

میترسم بگویم تـــــــو....

وتو آهسته بگویی پـــــــر...

+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ساعت 0:5 توسط تبسم |


ساده که باشي زود حل مي شوي


مي روند سراغ مساله بعدي...!!!


 
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ساعت 23:58 توسط تبسم |


گم کرده ام خودم را

در میان هیاهوی بی تو بودن

کمی از رویاهایم فاصله بگیر

دلم یک آغوش خوشبختی می خواهد (مرتضی)



+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ساعت 23:46 توسط تبسم |


تو از جنس کدامي...

تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من

که جسارت با تو بودن در من جنبيد

و من چه عاشقانه به رويت لبخند زدم

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی

و اين شد کار هرشبمان

من در انتظار شب و تو در انتظار

باز شدن آبی ترين پنجره دلم به سوی دلت

بعد غرق شدن نگاهمان در هم

و اين شد عاشقانه های آرام من و تو

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ساعت 23:39 توسط تبسم |


عاشقانه برایت مینوازم

و تو

بلند بلند

آواز عشق میخوانی

چه زیباست صدای تو

و

این آهنگ من

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 19:26 توسط تبسم |


+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت 19:20 توسط تبسم |


دوستت دارم

                        مرتضی 

                                               تو

                                                                تنها عشق منی

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 16:12 توسط تبسم |


از تنها بودنم راضی نیستم ؛ اما …. خوشحالم که با خیلی ها نیستم … !!!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 20:39 توسط تبسم |


افسوس !


افسوس که تلخ ترین تجربه ی زندگیِ اکثر انسانها   عشق است.....!  ...
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 20:37 توسط تبسم |



مراببخش که ساده بودن زیادم دلت را زد...ببخش که عشق ورزیدن زیادم چشمت رابست...!!می روم تا آنان که تواناترند تورا به پوچ بودنت برسانند! ...براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391 ساعت 14:7 توسط تبسم |


" قِســمَت "

چِـه کلمـِـه ی مََََََََََظلــومــی استــــ

" قِســمَت "

تَمــــام ِ تَقصــیرهـــای مــا را بـِـه عُهــده مــی گیـــرَد...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391 ساعت 12:29 توسط تبسم |